آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

آیات و روایات نویدها و هشدارهای زیادی در مورد زبان و سخن به ما می دهند از جمله امام علی (ع) در حکمت 382 نهج البلاغه لانقل ما لاتعلم بل لاتقل کل ما تعلم (آنچه را نمی دانی مگو بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو) امام در واقع در این کلام می فرماید هر چه می خواهد دل تنگت مگو.
هم چنین در حکمت 381 نهج البلاغه می فرماید: سخن تا وقتی که آن را نگفته باشی در بند توست و چون گفتی تو در بند آنی پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره ی خود را نگه می داری زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب می نماید.

بعضی از آداب سخن گفتن:
1.عدم سخن گفتن در مورد چگونگی خداوند: در مورد اینکه خدا چگونه است کی آمده و کی می رود و از این قبیل سئوالات نباید پرسید. زیرا ما از عالم مادیات هستیم و خداوند از عالم مادیات نیست و آیات متشابه قرآن نیز چون محتوا بسیار والا و بلند است اما لفظ بسیار کوتاه است مثل اینکه در قرآن می فرماید: یدالله فوق ایدیهم اینکه می فرماید دست خدا بالاتر از دست هاست به این معنا نیست که خداوند جسم است و دست دارد بلکه به این معنا است که قدرت خدا از قدرت دیگران برتر است خداوند لیس لمثله شیء است
امام باقر (ع) در این زمینه می فرماید: درباره ی آفریده های خداوند سخن بگوئید زیرا سخن گفتن راجع به خداوند جز سرگردانی برای گوینده ندارد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: هر که درباره چگونگی خداوند فکر کند که او چگونه است هلاک گردد.

2.راستگویی: برای توضیح این مورد به یک حدیث از امامان معصوم (ع) رجوع می کنیم .
امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید. به روزه و نماز مردم فریب نخورید زیرا ممکن است انسان به نماز و روزه شیفته شود تا آنجا که اگر ترک کند به هراس می افتد ولی آنها را به راستگویی و اداء امانت بیازمائید
امام باقر (ع) نیز می فرماید: خداوند عزوجل برای بدی قفلهایی قرار داده است و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.
امام علی (ع) نیز می فرماید: بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخی باشد چه جدی.
3.عمل کردن به آنچه می گوئیم:
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در این زمینه می فرمایند: پر حسرت ترین مردم در روز قیامت کسی است که عدالتی (مطلب حقی) را ستوده و عمل خودش بر خلاف آن باشد.
قرآن کریم هم در این زمینه می فرماید: لم تقولون مالا تفعلون (چرا به آنچه می گوئید عمل نمی کنید). هم چنین می فرماید: اتا مرون الناس بالبر و تنسون انفسکم. (آیا دیگران را به نیکی دعوت می کنید ولی خودتان را فراموش می کنید.)
4.عدم فحاشی و بد زبانی:
امیر مومنان امام علی (ع) در این زمینه از رسول خدا (ص) نقل می کند:
خدا بهشت را بر هر فحاشی بی آبرو و کم شرمی که از آنچه بگوید و آنچه به او گفته می شود باکی نداردحرام کرده است زیرا اگر از شخص فحاش بازرسی کنی یا زنازاده است یا شیطان در نطفه ی پدرش شرکت داشته است.
عرض شد ای رسول خدا (ص): در میان مرد مان شرکت شیطان هم هست. رسول خدا (ص) فرمود: آیا گفتار خداوند عزوجل را نخوانده ای که فرموده و شارکهم فی الاموال و الاولاد.
علامه طباطبائی درتفسیر این آیه و روایت ذکر شده در تفسیر المیزان می فرماید. منظور از شرکت شیطان در نطفه ی پدر این نیست که واقعا شرکت داشته باشد بلکه منظور این است که شیطان از این فرزند منفعت می برد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: کسی که مردم از زبانش بترسند در آتش است.

موضوع: آداب سخن گفتن
اما قبل از ادامه بحث خالی از لطف نیست که فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی را نقل کنیم.

امام سجاد (ع) در قسمتی از دعای ابوحمزه ثمالی می فرمایند: و ان الراحل الیک قریب المسافه (کسی که به سوی تو در حرکت است راهش نزدیک است).
درره جانان که صدکوه وبیابان منزل است رفتم ازراه دل ودیدم که آن یک گام بود
امام در ادامه می فرمایند: و انک لا تحتجب عن خلقک الا من تحجبهم الاعمال من دونک (و آنچه که باعث شده از خلقت محجوب باشی همان اعمالی است که در راستای او امرالهی نیست)
مورد از اداب سخن گفتن ذکر شده اما مورد
5.عدم سخن چینی: در بسیاری مواقع سخن چینی کارهایمان را توجیه می کند کارهای بد ها را خوب جلوه می دهد.
امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید: آیا شما را به بدترین امت آگاه کنم؟
عرض کردند بلی یا بن رسول الله.
امام صادق (ع) فرمود: آنان که سخن چینی می کنند و میانه ی دوستان جدایی می افکنند و برای مردمان پاکدامن عیب جویی می کنند.
6.عدم اهانت و تحقیر:
پیامبر (ص)در این زمینه می فرماید: خدای تعالی فرمود هر کس به یکی از دوستان من اهانت کند پس با من اعلان جنگ کرده است
هم چنین می فرماید: هر کس یکی از بندگان مومن مراخوار کند با من جنگ کرده است.
اصول کافی ج2 ص 352
خداوند نیز در قرآن می فرماید: اناخلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعو با”و قبائل لتعار فوا (همانا شما را به 2 شکل مذکر و مونث آفریدیم و شما را به قبائل و شعبه شعبه کردیم تا یکدیگر را بشناسید).
هم چنین می فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقاکم (گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست).
یک مسلمان و مومن نباید خود را از هیچ کس حتی کافر برتر بداند.

چرا خود را از کافر برتر ندانیم؟ چون ممکن است کافر مسلمان شود و به مرحله ی اولیا خدا برسد.
7.عدم صدای بلند:
نصیحتهای لقمان حکیم به فرزندانش آن قدر مهم و با ارزش بوده که در قران ذکر شده است. در بخشی از این نصیحتها می فرماید: و اغضض من صوتک ان انکرالا صوات لصوت الحمیر(صدایت را کوتاه کن همانا زشترین صداهها صدای خران است.)

8.اظهار دوستی:
امام صادق (ع) می فرماید: هر گاه شخصی را دوست داشتی او را به آن آگاه ساز زیرا که آن دوستی میان شما را پابرجا می سازد.

9.عدم اشاعه فحشا:
پیامبر (ص) در این زمینه می فرماید: من اذاع فاحشه کان لمبتدئها(کسی که فساد و فحشایی را اشاعه دهد مانند کسی است که آن را از اول انجام داده است).
در زمان پیامبر (ص) به یکی از زنان پیامبر (از نظر شیعه به ماریه قبطیه و از نظر اهل تسنن به عایشه) تهمت زدند در همان زمان این آیه نازل شد: لولا اذسمعتموه ظن المومنین و المومنات بانفسهم خیرا (چرا هنگامی که این تهمت را شنیدید مردان و زنان مومن نسبت به خود گمان خیر نبردند).
آیت الله مطهری در این زمینه می فرماید:« اگر چیزی شنیدید که از آن خبرندارید بگویید دروغ است».
اگر هم از ان مطمئن بودید پرده پوشی کنید.

10.عدم جزع وبی تابی
شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و جزع و بی تابی می کرد و امام فرمود برای این شخص مقداری پول بیاورید ان شخص گفت من می خواستم برایم دعا کنید پول نخواستم امام صادق (ع) فرمودند برایت دعا می کنم ولی هیچ گاه بی تابی هایت را برای مردم تشریح نکن چون 2 اثر سوء دارد:
وانمود می شود که تو در صحنه های زندگی شکست خورده ای.
در نظر مردم حقیر می شوی و شخصیت و احترامت از میان می رود.
بحارالانوار ج 11 ص 114



11.عدم تندی در لحن حتی در مقابل دشمنان:
فردی به نام ابن ابوالعوجاء در زمان امام صادق (ع) زندگی می کرد که فردی شکاک و کافروزندیق بود اعتراف کرده که 4000 حدیث را جعل کرده حرام را حلال و حلال را حرام کرده. این فرد همراه با دوستانش به مسجد النبی آمدند اشاره به قبر پیامبر (ص) کرد و شخصیت پیامبر (ص) را زیر سئوال برد یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل بن عمر آنجا عبادت می کرد تاب نیاورد و شروع کرد به داد و بیداد. ابن ابوالعوجاء گفت تو کیستی اگر از متکلمین هستی دلیل بیاور و اگر از یاران جعفر بن محمد هستی جعفر بن محمد این گونه با ما برخورد نمی کند اگر با او سخن داشته باشیم خوب به شبهات و سوالات ما گوش می دهدودلیلهای ما را می شنود آنچنان که ما فکر می کنیم او مغلوب ما شده است بعد چنان متین دلیل واستدلال می آورد که همه دلایل مار ا باطل می کند وما را مغلوب خویش می کند اگر تو از یاران جعفربن محمد هستی نباید داد و بیداد کنی.
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 تیر 1390  ساعت 11:18 PM | نظرات (0)